محتوا و معنی در انیمیشن انتزاعی

۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۰:۲۳ کد : ۲۴۹۴ اخبار
تعداد بازدید:۸۳۰

مقدمه
تصاویر انتزاعی اشکالی هستند که از اشیاء مشاهده شده اقتباس می‌شوند، در پی بیرون کشیدن معانی درونی بوده و در صدد آنند که از جست و جو برای بازنمایی آنچه قبلا ارائه شده، فراتر روند. ایجاد چنین تصاویری از تمایلی ذاتی در طبیعت انسان نشات می‌گیرد، هرچند که این تمایلی است که به خاطر توهمات بصری خوش‌آیندتری مانند شبیه‌سازی واقع‌گرایانه انسان‌های واقعی در روایت‌های غیرواقعی، غالبا تحت الشعاع قرار میگیرد، این به آن معنا نیست که این دستاوردهای بصری ارج نهاده نمی‌شوند، درواقع آنها نیز جایگاه خود را دارند. اما در مورد «غیر واقعی» یا به طور دقیق‌تر، بخش “فرا واقعی’’، یعنی بخش درونی تجربه فردی، چه می‌توان گفت؟
صحبت کردن در مورد محتوا و معنای انیمیشن انتزاعی، برای کسی که به آن می پردازد یا به آن علاقه‌مند است، مانند بحث در مورد این است که چرا یک نفر شکلات می‌خورد یا اینکه چرا در ساحل اقیانوس می ایستیم و حس خالی شدن شن‌های روان از زیر پایمان با عقب نشینی امواج را تجربه می کنیم و یا اینکه چرا گوش دادن به یک آهنگ آرام زیبا میتواند چنین تاثیر تکان‌دهنده‌ای داشته باشد. درواقع، این‌ها تجربیاتی خود‌به‌خودی هستند و نیازی به توضیح ندارند.
با‌این‌حال، برای افراد غیرمتخصص یا بیننده‌هایی که با انیمیشن انتزاعی آشنایی ندارند، این تصاویر متحرک می‌توانند اساسا آزاردهنده و غیر‌قابل‌فهم باشند. اگر این‌ها تصاویری متحرک هستند، ماهیت تصاویر انیمیشن انتزاعی چه می‌تواند باشد؟
موسیقی را در نظر بگیرید. موسیقی با هر قطعه‌ای که ساختار، ملودی و ریتم مخصوص خود را دارد می‌تواند انتزاعی‌ترین هنر در نظر گرفته شود. این صداها بازنمایانه نیستند (اگر چه برخی از قطعات کلاسیک در برگیرنده صداهای پرندگان بوده‌اند و یا به صداهای طبیعت اشاره داشته‌اند) و در عوض برای ایجاد یک تجربه صوتی ترتیب داده می‌شوند. این قیاس برای انیماتورهای انتزاعی به مثابه شکل‌های خالص، همچون نقاط، خطوط و سطوح که می توانند مانند نت‌ها، آکوردها و مقیاس‌ها، در زمان و فضا سازماندهی شوند، سودمند بوده است؛ آزاد از محدودیت های مربوط به بازنمایی اشیایی که از پیش وجود دارند.
موسیقی یک آرایش صوتی ایجاد میکند که تنها می‌تواند با اجرای آن تحقق یابد، و انیمیشن غیرشیءگرا (نابازنمایانه) نیز، یک ترکیب بصری معادل را ایجاد ‌می کند. این آن‌چه را که نمی‌توان دید و آنچه که به بهترین شکل می‌تواند در چینش تصاویر متوالی بیان شود را به نمایش ‌می گذارد، منتها نه به عنوان صدا، متن، و یا اشیا.
لن لای این ایده را به شکل فوق العاده‌ای تعریف میکند، وی میگوید: ‘’یک روزصبح که پیش از آن تمام شب باران باریده بود، ابرهای کوچک سریع و چشمگیری درآسمان بودند. همانطور که به آن ابرها نگاه می‌کردم فکر کردم که آیا این کانستبل نقاش انگلیسی نبود که ابرها را کشیده بود تا حرکت آنها را بیان کند؟’’
خب، فکر کردم چرا ابرها؟ چرا تنها حرکت نه؟ چرا وانمود کردن به حرکت، چرا تنها چیزی را به حرکت در نیاورد؟ ناگهان فکری به ذهنم رسید اگر چیزی مانند تنظیم موسیقی وجود دارد، پس چیزی مثل تنظیم و ساخت حرکت نیز ‌میتواند وجود داشته باشد. علاوه‌براین، اگر فرم‌های ملودیک وجود دارند، چرا نمی‌توانند فرم‌های حرکتی وجود داشته باشند؟ بنابراین شروع کردم با ذوق به این سو و آن سو دویدن، با فکر اینکه ایده خوبی دارم؛ درهرحال، از آن زمان تا کنون به این فکر چسبیده ام.
تصاویر انتزاعی، به موسیقی و مراسمات مذهبی تاریخی بسیار نزدیک‌اند. از زمان نخستین ترسیم‌ها بر روی دیوار غارها و صخره‌ها، فرم‌های انتزاعی برای ثبت وقایع، نشان دادن مفاهیم، نمایاندن هویت قبیله‌ای و نشان دادن اهمیت آن ها مورد استفاده قرار می‌گرفته‌اند. نظریات زیادی در مورد معانی و کاربرد پتروگلیف‌ها و صورت نگارها وجود دارد. آیا آن‌ها در مناطق دور افتاده غار برای اهداف مراسم مذهبی قرار داده می‌شدند و با شعله رقصان یک مشعل و مصرف گیاهان سکرآور (مستی بخش) به حرکت در می آمدند؟ آیا سنگ های حکاکی شده به این دلیل در نقاط کلیدی انتخاب شده حکاکی میشدند که بهترین محیط صوتی را برای آواز خواندن و مناجات فراهم می آوردند؟ آنچه ازطریق انسان‌شناسی و باستان‌شناسی کشف شده است، آن است که استفاده از تصویر انتزاعی و صدا یکی از ویژگی‌های متمایز انسان بودن است، چه برای ایجاد تجربه عرفانی باشد و یا ایجاد نظم و 

معنا از طریق الگوهای هندسی انتزاعی. توسعه مستمر این گونه از تصویرگری امروزه در منسوجات و سفالینه در فرهنگ‌هایی مشهود است که سنت دلالت‌های انتزاعی خود را حفظ کرده‌اند. این را می‌توان در نقش و نگارهای رنگ روشن لباس‌های مولای سرخ‌پوستان کونا مشاهده کرد، که به پشت و جلوی پیراهن دوخته می‌شوند و جایگزینی برای رنگ آمیزی بدن شده‌اند که زمانی موسوم بوده است (شکل ۱). سفال و منسوجات بومی آمریکایی معاصر نیز، مانند این “کوزه دانه شکل” اثر تویا جمز(شکل ۲)، سنت انتزاعی‌سازی پدیده‌های طبیعی و اشیا، به شکل صورت‌های هندسی پیچیده را ادامه داده‌اند.

شکل۲:کوزه دانه شکل اثر تویا جمز 
انگیزه برقراری ارتباط، بیان تجربیات درونی و تصورات (انگاره‌ها)، نتیجه طبیعی تکانه خلاقانه ماست. راه‌های دیگر نگریستن به جهان، یا راه های دیدن دنیاهای دیگر، آزادی بصری است که از مجرای تصاویر متحرک انتزاعی شده، ممکن می‌شود. این میل برای ایجاد اشکال انتزاعی اغلب با موسیقی همراه می‌شود، چرا که موسیقی خود نوعی حالت انتزاعی از بیان است. ما امتداد این تکانه را در رقص‌های دست جمعی همراه با موسیقی معاصر، گرافیک‌های مورد استفاده در کلوپ‌های رقص، و محیط‌های تعاملی موسیقی و تصویر شاهد هستیم. آیا این تمایلی به بازگشت به مراسم و حالات خلسه اجداد ما است؟ تنها می‌توان امیدوار بود.
تعریف انتزاع 
بر‌این‌اساس، مرزهای مورد استفاده برای تعریف انیمیشن به عنوان اینکه انتزاعی است یا نه، چیست؟ همانطور که قبلاً گفته شد، عبارت «انتزاع» لزوماً تصویر نمادین را حذف نمی‌کند زیرا به این معنی است که تصاویر آن از اشکال قابل‌ تشخیص، منحرف یا منتزع شده‌اند، و اغلب هیچ اشاره‌ای به موضوع اصلی ندارند.
همچنین انیمیشن را با نام‌های «غیرعینی» یا «مطلق» یا «غیرانتزاعی» نیز نامگذاری کرده‌اند که شامل ارجاعات به فرم‌های شناخته شده نیست، بلکه تصاویری که از آیکون و نماد به طور کامل آزاد شده‌اند، به کار می‌برد و از شکل، نور، رنگ، حرکت و زمان استفاده می‌کند. حتی زمانی که تصاویر کاملاً غیرعینی هستند، بیننده ممکن است تصاویر را حس کند، همانطور که هنگام تماشای ابرها، احساس می‌کند. 
در عمل، خط بین دسته‌های انتزاعی و غیرذهنی مبهم است و در عملکرد مهم نیست، چرا که بیشتر هنرمندان به عنوان هدف خود برای «تناسب»، یک ژانر توصیف‌ شده را در نظر نمی‌گیرند، بلکه تمایل به پیروی از یک محرک، انگیزه‌، یا پیروی از خط تصویری دارند، و گاهی اوقات مسیر اسرارآمیز و اکتشافی را دنبال می کند. این فکر هنرمندانه‌ای است که این گروه‌ها را با هم ترکیب می‌کند. 
می‌توان گفت که اصطلاح «انیمیشن انتزاعی» “انیمیشن مطلق” “غیرانتزاعی” و “موسیقی تصویری” همگی در تلاش برای تعریف این ژانر و به جای یکدیگر در سرتاسر این مقاله مورد استفاده قرار می‌گیرند.
انیمیشنی که تنها از قوه تصور و تخیل بر گرفته شده، می‌تواند خواهان بیشتری جهت مشاهده داشته باشد. هرچند این آثار هم می‌توانند جذاب، الهام‌ بخش و حتی متعالی هم باشند. 
هر گونه مانعی از انتظارات مخاطبان حاصل می‌شود، که عمدتاً از طریق انیمیشن تجاری یا اجتماعی تشکیل شده است، که البته، در ساختار روایی و ویژگی شخصیت‌ها یا موضوعات است. بیننده انتظار دارد تا داستانی را ببیند. مخاطب در سینما می‌نشیند و به روی پرده نمایش توجه می‌کند. این مسئله می‌تواند در این موضوع مشکل‌ساز باشد آن‌ها در این وضعیت شرطی شده‌اند تا درک خود را (بهترتیب وبه صورت زنجیره ای) از داستان استخراج کنند. به طوری که قطع و تبادل کار به روش بسیار کارآمد از طریق ایجاد صحنه، چیدمان، اوج و در نهایت شکل می‌گیرد. البته این، دستور زبان غیر روایی نیست.
هیچ داستان یا روایتی، تنها با بیان کردن مفهومی ندارد. اما استفاده از تصاویر انتزاعی یا متحرک، بیان محتوا و معنا را امکان‌پذیر می‌سازد که در روایت، تصویر نمادین یا رسانه‌ها امکان پذیر نیست. دنیای درونی، تصویر یا تجربه، چشم‌انداز وسیعی است که در حال بررسی است. معنی فیلم اینطور هجی نمی‌شود؛ مثل موسیقی، تجربه می‌شود.

مترجم: علیرضا لطیفی

ترجمه بخشی از مقاله ”محتوا و معنی در انیمیشن انتزاعی” اثر پاملا ترنر 

آخرین ویرایش ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸

( ۳ )