چمدانی پر از خاطرات

چمدانی پر از خاطرات

۰۱ بهمن ۱۳۹۷ | ۱۳:۴۳ کد : ۲۲۱۱ اخبار
تعداد بازدید:۱۵۳
زمانی که کارگردانان انیمیشن رو کوواهاتا و ماکس پورتر با شعر ران کورتج بانام فضای منفی در فیس‌بوک روبرو شدند، حس کردند که این شعر می‌تواند یک الهام خوب برای یک پروژه‌ی کوتاه باشد. کوواهاتا می‌گوید «متن سمت‌وسوی خاصی داشت، احساسات را با شوخی به‌طور کامل متعادل می‌کرد و اگرچه بیت آخر یک پایان راضی‌کننده داشت، می‌توانست به روش‌های چندگانه تفسیر گردد. ما با ران یک هفته‌ی بعد تماس گرفتیم و او به شوخی گفت که ۵۰ دلار برای حقوق می‌خواهد تا بتواند بر روی اسب‌ها در سانتا آنیتا شرط ببندد. ما با پرداخت کمی بیشتر از این مبلغ به او به نتیجه رسیدیم».
چمدانی پر از خاطرات

فیلم استاپ ‌‌موشن کوتاه که فضای منفی نام‌گذاری شده است، رابطه‌ی پدر و پسری را بررسی می‌کند و اینکه چگونه خاطره‌های خاص تأثیری پرقدرت در طول زندگی ما دارند. کوواهاتا و پورتر دقیقاً می‌دانستند که استاپ موشن برای به تصویرکشیدن زمینه‌ها روشی فوق‌العاده است. فیلم‌سازها میگویند: «ما شدیداً احساس کردیم که متن داستان اصلی، نیازمند پردازش مستقیم و مجزا توسط انسان است. باوجود اینکه فیلم در رابطه با یک کنش فیزیکی است (بستن یک چمدان) ما می‌دانستیم که می‌خواهیم بر روی چروک‌های پیراهن و چین‌های کمربند چرمی تأکید کنیم».


درحالی‌که انیماتورهای شهر بالتیمور عمیق‌تر به جستجو می پردازند، کشف می‌کنند که جالب بود تا به دوران بچگی خود برگردند و ببینند که چگونه خاطرات دقیقاً به احساسات بافتی و لمسی مرتبط هستند. آن‌ها می گویند «ما حس خارش مانند پلیورهای پشمی را از کودکی یا رویه‌دوزی‌های کاناپه پدر و مادرمان را از اوایل دهه ۸۰ به یاد می‌آوریم». با روح‌بخشیدن به چیزهای واقعی که منعطف‌اند و چشمک می‌زنند، ما امیدواریم که همان ارتباط را برای مردمی که فیلم را تماشا می‌کنند برقرار کنیم.


یک فیزیک بی‌نظیر
کارگردانان آگاهانه تصمیم گرفتند تا از مقیاس برای مبالغه در میزان حضوری که پدر در زندگی پدرش دارد استفاده کنند و اینکه چگونه آن حضور در طول زمان تغییر می‌کند. آن‌ها توضیح می‌دهند: «استاپ موشن یک فیزیک بی‌نظیر به فضا می‌دهد که رسانه‌ی نوشتاری آن را ندارد و تکنیکی مؤثر برای برقراری ارتباط احساسی مخاطبین با داستان است». پروژه تقریباً دو سال طول کشید تا تکمیل شود. آن‌ها یک سال وقت برای توسعه، پیش‌تولید و کسب موافقت صرف کردند. تولید واقعی انیمیشن ۹ ماه به طول انجامید. سه ماه برای ساختن مجموعه‌ها، سه ماه برای فیلم‌برداری و سه ماه بعد از تولید.

کوواهاتا می‌گوید «حائز اهمیت بود که فیلم برای مخاطب احساسی شخصی ایجاد کند و ما آشفته و نگران بودیم که قادر نباشیم آن صمیمیت را زمانی که با افراد دیگر کار می‌کنیم حفظ کنیم». «ما دو برابر حد معمول را صرف فرآیند پیش‌تولید کردیم تا بتوانیم اطلاعات مرجع را آماده کرده و توضیحات نوشتاری برای تمام تصمیماتمان بنویسیم، اما در برخی مواقع متوجه شدیم که کمی رها کردن و تشویق کردن گروه برای ایده‌آفرینی و تجربه در فیلم، باعث بهتر شدن پروژه می‌شود. اکثریت تولید در شرکت سیکلیک انیمیشن و شرکت ایککی رخ داد جایی که اعضای گروه با ما در طول هفته زندگی می‌کردند. این ساختار به ما امکان داد تا به افرادی که با آن‌ها کار می‌کردیم نزدیک شده و درنهایت بسیاری از وقتمان به صحبت در ارتباط با خانواده‌مان سپری شد».


کارگردانان اصرار داشتند که شخصیت‌ها سرهای بزرگ و پاهای کوچک دارند. «شما اغلب اوقات این نسبت‌ها را در استاپ‌موشن‌ها نمی‌بینید زیرا شما از عروسک کوچک می‌خواهید تا قانون جاذبه را زیر پا گذارد. برای کنار آمدن با این مسئله، ما مجبور به استفاده از ریگ برای هر شخصیت مجزا در هر شات شدیم؛ که این کار باعث دردسر و سردرد در فرآیند پس از تولید می‌شود زیرا ما باید ریگ‌های روی هم افتاده و سایه‌های آن‌ها را حذف کنیم».


فیلم‌سازها میگویند آن‌ها ویندی تیلبی و اماندا فوربیس و کوجی یامامورا را به‌عنوان سه انیماتور برتر خود می‌شناسند. آن‌ها همچنین به توانایی جادویی انیمیشن استاپ‌موشن اعتقاد داشتند. پورتر می‌گوید: «شما در استاپ موشن می‌توانید ببینید چگونه یک تهیه‌کننده‌ی فیلم کارتونی یک بازیگر است و عملکرد آن‌ها و تنظیم وقتشان دقیقاً بستگی به این دارد که آن‌ها در یک روز خاص چگونه احساسی دارند. کواهاتا می‌افزاید «و زمانی که فریم آخر فیلم گرفته می‌شود، آن لحظه از زمان ثبت می‌شود ». «من عاشق آنم که چگونه بافت متنی جان می‌گیرد و به زندگی تبدیل می‌شود. شما واقعاً به‌گونه‌ای احساس می‌کنید که گویا در هر شی‌ء زندگی وجود دارد.


آن‌ها همچنین توصیه‌هایی برای الهام بخشیدن به هنرمندان دارند. «وقتی‌که شما الهام واقعی را می‌یابید، آن را در زندگی‌تان رها نکنید زیرا این الهامات شکننده‌اند و می‌توانند به سرعتی که آمده‌اند ناپدید شوند».

 

مترجم: علیرضا لطیفی

آخرین ویرایش ۰۱ بهمن ۱۳۹۷