یک تکامل خمیری ماقبل تاریخ
یک تکامل خمیری ماقبل تاریخ
انسان اولیه، استاپ موشنی شاهکار به کارگردانی نیک پارک و گروه استودیو آردمن انیمیشن در بریستولِ انگلستان است که داستان غارنشینهای فوتبالیست خوشقلب را روایت میکند.
در شرایطی که ابرقهرمانها فضای کنونی سینما را تسخیر کردهاند، موضوعاتی مثل فوتبال یا غارنشینی بهندرت در پردهی سینما به نمایش درمیآید؛ اما انسان اولیه یک جهش و حرکت روبهجلو از استودیوی بریتانیایی آردمن است که جو موجود را میشکند.
انیمیشن انسان اولیه، دنباله ای بر والاس و گرومیتِ نیک پارک است که تصویری از تقلای غارنشینی تهیدست به نام دووگ (که ادی ردماین، کاندید اسکارکه صداپیشگی آن را بر عهده دارد) را به نمایش میگذارد که باید فوتبال بلد شوند تا قبیلهی خود را از افکار و کردار پلید پادشاه عصر مفرغ، نوژ نجات دهد. باوجوداینکه فوتبال با حرکات ریز و ظریفی که این ورزش دارد برای فن استاپ موشن، سخت و دشوار است اما نیک فوتبال را بر سایر ورزشها ترجیح داد . شاید به دلیل آنکه فوتبال، قدرت نفوذ بیشتری میان مردم دارد مخصوصاً در انگلستان. درواقع استفاده از ورزش فوتبال ، استعارهای از درگیری و تخاصم است.
نیک میگوید: ایده اولیهی این پویانمایی یک دهه قبل به او الهام شده بود . ایدهی اولیه این بود که چه اتفاقی میافتد اگر غارنشینها بهجای زور و خشونت برای برتری و استیلای خود بر دیگری مجبور باشند مسابقه بدهند؟ که این عمل نشانه ای از یک حرکت مدنی است.
نظم و انضباط موضوعی است که نیک پارک بهخوبی در مورد آن میداند؛ با توجه به آنکه فنی که او با آن کار میکند خود مستلزم نظم است و این پروژه، پروژهای است که فرم و محتوا با یکدیگر همخوانی دارند. عوامل پویانمایی شامل ۳۵ پویانما بود که هر یک با اشتیاق و علاقه وظیفه خود را به درستی انجام می دادند. نیک میگوید اگر این تعداد پویانما بیشتر بشود، پروژه زودتر پیش میرود. در یک هفته میتوان یک دقیقه از پویانمایی به پایان برسد و اگر یک مشکل یا یک حادثهای غیرمترقبه پیش بیایید آنگاه است که معادلات شما به هم خواهد خورد.
ادی ردماین صداپیشهی دووگ که سال پیش به همراه همکار خود میسی ویلیامز از بریستول بازدید کرده بود؛ از تماشای دستاندرکارانی که به این جسمهای خمیری بیجان، جان میبخشیدند؛ حیرتزده بود.

منظرهای باشکوه بود. این کلماتی است که ردماین پس از بازدید خود به زبان آورد و گفت: این مکان مثل یک جهان جادویی میماند و جهانِ بچههای خردسال زیر ۹ سال است. بهترین سالهای زندگی همین سالهاست یعنی تا ۹ سالگی که شما از تجربه و گذران این سالها لذت خواهید برد. خیلی احساس گناه کردم، فرض کنید بیش از ۱۸ ماه، بدون وقفه هرروز یک کار متداول را انجام دهید. چه حسی به شما دست میدهد؟ بهعنوان یک بازیگر این نکته را میگویم که بعد از یک مدت متوجه میشوید که این کارها و فعالیتهای خرد هستند که زندگی شما را میسازند.
میسی ویلیامز بهعنوان یک طرفدار پروپاقرص، «فرار مرغی» را بهعنوان یکی از بهترین فیلمهای موردعلاقهی خود نام میبرد؛ او مانند ادی ردماین تحت تأثیر این بازدید قرار گرفت. میسی میگوید: تعداد عواملی که برای ساخت این پویانمایی تلاش میکنند، باورنکردنی است. همانند بسیاری از پویانماییهای دیگر، ویلیامز و ردماین بیشتر صداگذاری را جداگانه انجام دادند.
ما نیاز داریم به شخصیت افسار بزنیم . این نقلقولی از ردماین است که میگوید: « خودتان را در شخصیت داستان پیدا میکنید. شاید به همین دلیل باشد که من هم به فوتبال علاقهمند شدم. من واقعاً فکر میکنم سکانسهایی که من و میسی ویلیامز باهم دیگر و همزمان باهم ضبط را به پایان رساندیم، جزو بهترین بخشهای فعالیت من بهعنوان دووگ بوده باشد. جایی که ویلیامز بهعنوان گونا صداپیشگی میکند میگوید: یک ورزشکار حرفهای از فوتبال بازی کردن اجتناب میکند چراکه او یک زن است. چون حقیقتاً ردماین کاراکتر من را به چالش میکشاند و همین باعث میشد تا من همپای او بروز و ظهور دوچندانی داشته باشم؛ که همین باعث میشد تا کاملاً مضطرب باشم و ترس من را فرابگیرد. بهترین هنرنمایی او در نقش آریا استارک در سریال بازی پادشاهان بوده و صداپیشگی او برای یک پویانمایی، نشاندهندهی چالشی جدید برای محک زدن تواناییهای او بهعنوان یک بازیگر بوده است. ویلیامز از تجربهی حضور خود بهخوبی یاد میکند و میگوید: واقعاً از حضور در این پروژه لذت بردم. شیوه کار نیک بسیار متفاوتتر از چیزی بود که من بهعنوان یک بازیگر تجربه کردم، چیزی که در این کار مهم بود، صدامحوری آن بود، همهچیز صداست!
تا حدودی میشود گفت که انیمیشن انسان اولیه نیز یک تجربهی کاملاً جدید برای نیک بود. درحالیکه او در کارنامهی خود پویانماییهایی چون «والاس و گرومیت»، «شکار خرگوش» و «فرار مرغی» دارد. نیک در مورد مقایسه بین انیمیشن انسان اولیه و باقی آثار خود او میگوید: همهی آثار او چالشها و شگفتیهای خاص خود را به همراه دارد؛ اما این کار آخر او دنیای جدیدی است.
انیمیشن انسان اولیه، اولین فیلم پارک بعد از «والاس و گرومیت» است که شخصیتهای انسانی را برای مخاطبین خود به نمایش میگذارد. عوامل، صحنهپردازی و
آکسسوار موردنیاز او برای ساخت این فیلم و به نمایش کشیدن تصاویر خیرهکننده بهمراتب بیشتر از فیلمهای پیشین او بود. یکی از مواردی که شاید به چشم نیاید، زمین فوتبالی است که نیک با جزئیات تمام و در مقیاس واقعی یک زمین فوتبال ساخته است. صدالبته که اگر بخواهیم با استاپ موشن به فوتبال نگاه کنیم، باید به ۲۲ بازیکن در زمین، دهها هزار هوادار در سکوها، یک توپ که مدام در زمین به چپ و راست میرود و… دقت کنیم که چطور باید همهی آنها در هر فریم و در یکزمان گرفته شود. البته همهی کارها تقسیمبندی شده بود، مثلاً برای گردش توپ در فضا مأموریت ویژهای توسط عوامل اجرا میشد.
به نظر باید بیشتر از یک جسم خمیری به پروژه نگاه کرد، باید توجه داست که پروژه بیش از تعامل چند عروسک دیجیتالی و فضای محیطی است. البته باید دقت کنیم که بیشتر داستان در استادیوم فوتبال اتفاق میافتد. یکی از دغدغههای پارک این بود که چگونه این فضاها و اتمسفرها را با یکدیگر پیوند دهیم؟ درصورتیکه محدودیتهای فنی بسیار وجود دارد.
بهغیراز جایگزینی پردهی سبز برای تصویر پسزمینه کار، فن دیجیتال دیگری به کار اضافه نشده است. بااینحال روشهای آردمن پس از ۴۱ سال هنوز تغییر نکرده است. من میگویم تنها تفاوت عمدهی کار این است که ما این بار دیجیتالی فیلمبرداری کردیم.
کارگردان هنری پروژه، ریچارد ادموند میگوید: نیک پارک همان راه ۴۰ سال پیش خودش را میرود. همان مسیری که برای «والاس و گرومیت» رفت همان راه و همان تکنیک را برای انیمیشن انسان اولیه رفت. ریچارد در توضیح شرایط و نحوه کار در استودیو آردمن میگوید: چیزی که تعهد کاری و علاقه را در آردمن شکل میدهد، علاوه بر ماهیت کار فشرده و پر ظرافت آن مانند حرکتهای مینیاتوری برای تصویربرداری در هر فریم؛ شگفتی جانبخشی به این جسمهای خمیری است.
نیل لیچ، مدیر ساخت عروسک میگوید: «برای هر فریم، فرآیندهای مشخصی را طی میکنیم که تغییرات چهره، مخصوصاً دهان و سر جزوی از آن است. نیل در پاسخ به سؤالی که از او کردیم که آیا کار با خمیر او را اذیت میکند یا نه گفت: من این کار را دوست دارم و به خاطر اینکه در حین کار انگشتانم کثیف میشود هیچوقت از دستانم عذر نخواستم؛ چون این انگشتان من هستند که کار مسیحایی میکنند و این بخشی از جذابیت کار من است.»
مترجم: مریم کولیوند
