مورف
معرفی مورف
مورف کردن یک تکنیک پردازش تصویر است که معمولاً بهعنوان یک ابزار انیمیشن برای تبدیل یک تصویر به تصویر دیگر استفاده میشود. مورف شدن در حالت ابتدایی محو شدن تدریجی تصویر و پدیدارشدن تصویر دوم درگذر زمان و در خلال چندین فریم میباشد. در این تکنیک فریمهای اولیه بیشتر شبیه تصویر اول و فریمهای انتهایی بیشتر شبیه تصویر دوم خواهند بود. فریمهای میانی مجموعهای از تصویر اول اعوجاج یافته به سمت تصویر دوم و تصویر دوم اعوجاج یافته به سمت تصویر اول هستند. فریم میانی برای کل پروسه مورف کردن بسیار اهمیت دارد به طوریکه اگر فریم خوبی باشد پس بهاحتمال زیاد کل مورف خوب خواهد بود.
تکنیک مورف یا دگردیسی (متامورفوسیس) در انیمیشن قابلیتی است که امکان تبدیل یک فرم یا صورت را به فرم دیگری بدون احتیاج به ادیت (Edit) یا ترفندهای سینمایی فراهم میآورد. از دیدگاه پل ولز، نظریه پرداز انیمیشن، مورف یکی از ویژگی های ذاتی و خاص انیمیشن محسوب میشود. با استفاده از این تکینک هر تصویری می تواند به تصویر دیگر بدل شود و حتی کل دنیای تصویر از کاراکترها و ارکان صحنه گرفته تا پیش زمینه و پس زمینه ممکن است از مجرای این تکنیک تغییر شکل دهند. مورف قادر است جریان سیالی را چه در عرصه متحرک سازی و چه در زمینه روایت در فضای یک اثر انیمیشنی به وجود بیاورد و از این طریق، بین عناصر مختلف تصویری و داستانی بدون نیاز به کات یا تقطیع ارتباط برقرار کند. می توان ادعا کرد که مورف موثرترین ابزار رسانه انیمیشن در برقراری پیوند میان دنیای حقیقی (رئال) و بیرونی با دنیای درونی و سوررئال ذهنی به شمار می رود.
در تولید انیمیشن دو بعدی به روش سنتی یعنی با استفاده از طراحی بر روی کاغذ یا بهره گیری از طلق (سل-انیمیشن)، و یا طراحی با قلم نوری، تکنیک مورف با تعیین دو شکل اولیه مورف شونده به عنوان کلیدهای اصلی آغاز می شود و سپس فریم های میانی به روشی که شرح داده شد، بین آنها منظور می شوند. از سوی دیگر پیشرفت تکنولوژی کامپیوتری تاثیرات گسترده ای بر روش های اجرای تکنیک مورف داشته است که در ادامه به آن پرداخته می شود.
مورف بدون استفاده از کامپیوتر
درگذشته مورف کردن با استفاده از جلوههای عکاسی که ابتدایی بوده و واقعگرایی کمی داشتند انجام میشد؛ مانند کراس- دیزالو (cross-dissolve) یا فیدینگ که در آنیک تصویر بهصورت تدریجی در حال محو شدن و دیگری در حال پدیدار شدن است.
انیمیشنهای استاپموشن با انجام این عمل به بهترین شکل ممکن پدید میآیند که در آن سوژه را بهتدریج تغییر شکل داده و در هر بار تغییر از آن عکاسی میشود؛ اما این پروسه معایب بزرگی نیز دارد: انجام استاپموشن نیازمند کار طاقتفرسا بوده و گاهی اوقات تداوم بصری حرکت بهوسیله عدم استفاده از موشن بلر (motion blur) درحرکت سوژه ازبین میرود. استفاده از موشن بلر در این جا به معنای محو کردن فریم هایی است که حرکات سریع را نمایش می دهند. تلاشهای حاصل برای ازبین بردن عیب ذکرشده به انیمیشن گو موشن (go-motion) انجامید. در اینجا سوژهها بهصورت فریم بر فریم در حال حرکت عکاسی میشدند. بدینوسیله شما جلوهای واقعگرایانهتر با استفاده از موشنبلر خواهید داشت، اما پیچیدگی کار با توجه به تجهیزات کار و همچنین مهارتهای موردنیاز بیشتر میشود.
مورف با کمک کامپیوتر
استفاده از گرافیک کامپیوتر برای مدل کردن و پردازش تصویری که با گذر زمان تغییر شکل میداد، موجب تحول چشمگیری در مورف کردن شد. دو راه برای دیدن شی توسط کامپیوتر یا (کار با شیء) وجود دارد: سهبعدی و دوبعدی. کار با اشیا سهبعدی توسط کامپیوتر در فضا نیازمند استفاده از سطحهای چندضلعی معروف به پالیگان (polygon) است که مجموعهای از این سطوح در کنار هم شی را تشکیل میدهند. به گوشههای هر پالیگان ورتیس (vertice) گویند و در هنگام مورف شدن ورتیسهای شی اول به سمت ورتیسهای شی دوم جابجا شده و همچنین رنگ پالیگانها بهآرامی به رنگ پالیگانهای شی دوم تغییر میکنند. در این روش برای درست عمل کردن مورف باید شی اول و شی نهایی تعداد مساوی پالیگان داشته تا انتقال بین ورتیسها بهدرستی انجام شود.
راحتترین کار برای تبدیل یک تصویر دیجیتال به تصویر دیگر استفاده از کراس-دیزالو (cross-dissolve) بین آنها است. همچنین رنگ پیکسلهای تصویر اول بهآرامی به رنگ پیکسلهای تصویر دوم تغییر میکند. روش دیگر برای تبدیل تصویر دوبعدی، پارتیکل سیستم (particle-system) دوبعدی نام دارد. در این شیوه پیکسلها از تصویر اول به سمت پیکسلهای دوم جابجا میشوند. همزمان با جابجایی پیکسلها مشاهده میشود که تصویر اول در حال تجزیه شدن و تصویر دوم در حال ایجاد شدن است.
همچنان الگوریتمهای کامپیوتری روزبهروز پیشرفت کرده و برنامههای کامپیوتری بهصورت خودکار تصاویر را با کمترین دخالت کاربر به یکدیگر مورف میکنند. پیشرفتهای تکنیکهای مورف هماکنون برای ساخت جلوههای حرکت آهسته استفاده میشود.. اگرچه از تکنیک مورف بهشدت در برنامهها استفاده میشود کمتر بهوضوح قابلشناسایی است زیرا این تکنیک بیشتر اوقات بهگونهای طراحی میشود تا برای چشم نامرئی بوده و قابلدرک نباشد.
مترجم: سجاد پهلوانی
